سندرم استکهلم در روابط عاطفی

  • نویسنده : زهرا کیافر
  • بازدید : 43
  • نگارش شده در : چهارشنبه 28 آبان 99
  • دیدگاه ها : 0

یه چیز خیلی رایجی که توی روابط عاطفی، حالا چه دوست‌دختر/دوست‌پسری، نامزدی و چه زندگی زناشویی وجود داره، اینه که یکی از طرفین با وجود اینکه آشکارا مورد خشونت کلامی، جنسی و فیزیکی قرار می‌گیره، باز هم احساس مثبتی نسبت به طرف مقابل داره و حاضر به ترک رابطه نمی‌شه! به این پدیده که فرد قربانی با وجود آزار دیدن، نسبت به طرف مقابلش احساس همدلی، همراهی و وفاداری داره، توی روانشناسی، سندرم استکهلم می‌گن. ‌

سندرم استکهلم اشاره به جریان سرقت بانکی در سال ۱۹۷۳ توی استکهلم سوئد داره. توی این جریان، ۴ نفر از کارمندان بانک به مدت ۶ روز به گروگان گرفته می‌شن؛ اما بعد از آزادی در کمال تعجب نه تنها از گروگان‌گیرها دفاع کردن و علیه‌شون شهادت ندادن، بلکه شروع به جمع‌آوری پول برای هزینه‌های وکالت اون‌ها کردن!

 

سندرم استکهلم

این پدیده علاوه بر روابط عاطفی، در روابط دوستانه، خواهر برادری، پدر فرزندی، مدیر کارمندی و به طور کلی هر رابطه‌ای که یکی از طرفین در موضع قدرت و کنترل قرار داره، ممکنه خودش رو نشون بده. ‌این سندرم بر پایه ترس، تهدید، گروکشی عاطفی، محدودیت و وابستگی مالی، جداسازی فیزیکی یا فکری، القای حس ناامیدی، دیدن دلخوشی‌های کوچیک، توجیه رفتارهای خشن و… شکل می‌گیره. ‌

 

 ♦ دیالوگ های مورد استفاده توسط فردی که در موضع قدرت قرار دارد دراین سندرم: 

در واقع فرد قربانی مدام با جملاتی مثل
‌-اگه با من کات کنی، کی میاد سراغت؟-فکر آبروی خونواده‌ت رو کردی؟ 
-هیچ‌کس تو خونه بابات منتظرت نیست!
-اگه بری، خودمو می‌کشم.
-میام محل کارت و آبروتو می‌برم.
-اگه بری، بچه‌ت زیر دست زن‌بابا بزرگ می‌شه.
-مادرت اگه جریان جدایی‌مون رو بفهمه، دق می‌کنه.
-اگه جدا بشی، تو این گرونی چه جوری می‌خوای شکمت رو سیر کنی؟
-اصلاً می‌دونی دادگاه از کدوم طرفه که ازم شکایت کنی؟
از طرف فرد آزارگر مواجه می‌شه. ‌

 

♦ تفکرات فرد قربانی:

علاوه بر این خود قربانی هم با تفکراتی مثل
-درسته که دست بزن داره، اما تولدم رو یادشه.
-درسته که تو جمع تحقیرم می‌کنه، اما بعدش از دلم درمیاره.
-همه مردها این‌جوری‌ان، دارم زیادی سخت می‌گیرم.
-تو این یه سال فقط ۲ بار کتکم زده.
-اگه دوسم نداشت که این همه کادو برام نمی‌خرید.
-حالا از سرکار اومده خسته بوده یه چیزی گفته،
کم‌کم این خشونت‌ها رو برای خودش توجیه می‌کنه و به این باور می‌رسه که راه فراری نداره و این جزئی از سرنوشتشه؛ در حالی که سرنوشت نیست؛ بلکه فقط نتیجه یک انتخاب اشتباه یا موندن در یک رابطه اشتباهه و فرد باید با حمایت نزدیکان و کمک روانشناس از این رابطه بیرون بیاد.

دیدگاه ها

دیدگاه شما چیست ؟